ببین قبول دارم که اکثر آدما از کار و محیط کارشون ناراضی هستند ولی خیلی از این اکثریت فقط چون دوست دارن غر بزنند اعلام نارضایتی میکنند!

حالا من نمیدونم واقعا ناراضیم یا فقط محض غر زدنه که همش می نالم ولی به روایت دوستان گویا کار من خیلی بده و کلی هم اعصاب و روان و روح آدمیزاد رو به سایش میبره و نه تنها باعث سابیده شدن اعصاب و روان و روح خودت میشه بلکه مال دوستاتنت رو هم تحت تاثیر قرار میده!!!

مثلا اینجا هفته ای یه ساعت بیشتر کار میکشن از آدم به دلیل اینکه دلشون میخواد،اصلا همینه که هست!

یا ساعت ناهاری و اینا مفهومی نداره.

یا نمیشه و نمیتونم و هر چیزی که با ن باشه نداریـــــــــــــــــــــم!

شرح وظایف کارمندی نداریم و تقسیم بندی کار چرته!

هر کسی بیشتر دستمال به دست باشه و بیشتر برای مدیر داخلیمون بلند بشه در روز و بیشتر براش نقش آبدارچی رو بازی کنه عزیزتره!

و....

با تمام این حرفا من اعتقاد دارم هر محیط کاری سختی خودش رو داره و همیشه هم کارفرماو  هم کارمند از همدیگه ناراضی هستند،آدما هم یه چیزی دارن توشون که بعضی وقتا نقش مرض رو داره و اونم هست عــــــــــادت،آدم دوست داره ثبات داشته  باشه و تحمل کنه یه سری چیزارو به خاطر اینکه عادت کرده ، به خاطر اینکه حالش نیست دچار تغییر و تحول بشی و ...

اینا رو برای تویی مینویسم که همیشه غرهای منو میشنوی و چهار شاخ میمونی که چرا من هنوز اینجا دارم کار میکنم!!!

 

 

/ 1 نظر / 11 بازدید
مریم

1 ساله دارم تو گوشت میخونم که کارتو عوض کن! گوش به حرف که نمی دی! بازم میگم که اونجا با اون آدمای عتیقه و وظایف مزخرف و چندرغاز حقوق رفتن نداره! پیر میشی اونجا